قسط السنین ( Annuity)
مجموعه ای از جریان های نقدی که در فاصله های زمانی منظمی پرداخت / دریافت می شوند.

اجاره قابل پرداخت در انتهای هر دوره ( Arrears)
زمانی که اجاره ها در پایان دوره بهره برداری دریافت می شوند. 

اختیار خرید با تخفیف  (Option Bargain Purchase)
مــاده ای در قرارداد لـیزینگ که به موجب آن ، مسـتاجر اختیار خواهد داشت تا در صــورت تمـایل دارائی مورد اجـاره را به قیمتی بسیار پائین تر از قیمت منصفانه بازار در زمان اعمال اختیار ، خریداری نماید. مفهوم دقیق ًتخفیف ً به قضاوت افراد در شرایط مختلف بستگی دارد.

تخفیف نا مشهود  ( Blind   Discount)
نوعـی تخفیف در قیمت خـرید که به موجر تعلق می گیرد و مـستاجر از آن آگاهی ندارد. این تخفیف معمولاً در برنامه های لیزینگ فروشنده دیده می شود.

گزینه اختیاری  (Call Option )
اختیاری که اعمال آن به تمایل مستاجر بستگی دارد.

ثبت به حساب دارایی   ( Capitalize)
ثبت کردن یک دارایی (و در مورد لیزینگ مالی یا سرمایه ای ، تعهدات مربوطه ) در ترازنامه .

ساختار سرمایه (Capital Structure)
به اجزاء بدهی و آورده سهامداران در ترازنامه اطلاق می شود.

موجر وابسته  ( Captive lessor)
موجری که یک بخش ، شاخه یا شرکت تابعه یک فروشنده کالا است

هزینه سرمایه ( Cost of capital)
قیمت تمام شده پول که از دو منبع بدهی و آورده سهامداران تامـــین می شود . راه درست محاسـبه آن تعیین میانگین موزون هزینه سرمایه است

لیزینگ مرز گذر ( Cross-border  lease)
معامله ای که در آن موجر و مستاجر مقیم کشورهای مختلف باشند

دارایی های جاری (Current  assets)
وجه نقد به علاوه دارایی هایی نظیر دریافتنی ها ، موجودی انبار و پیش پرداخت هزینه ها که معمولاً در یک دوره عملیاتی عادی یک ساله ، به وجه نقد تبدیل می شوند.

بدهی های جاری ( Current  liabilities)
بدهی هائی که انتظار می رود در یک دوره عملیاتی معمول یک ساله پرداخت شوند.

نسبت جاری ( Current  ratio)
نسبت دارای های جاری به بدهی های جاری که معیاری از نقدینگی است .

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام ( Debt  to  equity  ratio)
نسبت کل بدهی به حقوق صاحبان سهام که به عنوان نسبت اهرمی یا دنده کاری هم شناخته می شود .موسسات فقط از دو منبع برای تامین مالی دارایی ها استفاده می کنند ؛ بدهی و حقوق صاحبان سهام .بنابراین تامین مالی کل دارایی ها ، به این نسبت انجام می گیرد .

تنزیل ( Discounting)
فـرآیندی که به منظور به دست آوردن ارزش فعلی مورد اسـتفاده قرار می گیرد . همچنین ، تنزیل درمقابل مرابحه مرکب قرار دارد ؛ زمانی که تنزیل در یک معامله برابر با نرخ بهره در همـان معامله باشدارزش فعلی برابر با اصل پول می شود.

برداشت (استفاده از قرارداد)    Draw  down
در صورتی که پس از انعقاد قرارداد لیزینگ مادر ، مستاجر به تجهیزات بیشتری نیاز داشته باشد ، تامین تجهیزات اضافی با ً برداشتً از قرارداد مادر صورت می گیرد . به عبارت دیگر ، نیازی به عقد یک قرارداد جدید مادر نخواهد بود ، زیرا این برداشت ها از محل قرارداد امضاء شده قبلی خواهد بود .

تسویه پیش از موعد ( Early  payoff)
رویدادی که طی آن مـستاجر مانده بدهی قرارداد اجـاره را پیش از سررسید پرداخت نموده و مـالکیت تجهیزات را به دست می آورد .

عمر اقتصادی ( Economic  Life)
عمر قابل استفاده تجهیزات ، توسط کاربران متعدد ، در صورت انجام تعمیر و نگهداری معمول .

نرخ موثر ( Effective  Rate)
نرخی که محاسبه بهره بصورت دوره ای در آن تکرار شود . مثال : اگر نرخ بهره ماهانه برابر با 1 درصـد باشد و بهره پول به صورت ماهانه محاسبه شود ، نرخ موثر سالانه برابر با 68/12 درصد خواهد بود . نرخ موثر همواره بزرگتر از نرخ اسمی است .

هزینه های عملیاتی  ( Executory  cost)
به هزینه هایی از قبیل مالیات فروش ، مالیات بر ارزش افزوده ، هزینه نگهداری و بیمه گفته می شـود که ربطی به اجاره بهای اصلی ندارند اما به آن اضافه می شوند. این هزینه ها یا به واسطه وجود الزامات دولتی و یا ارائه خدمات اضافی اخذ می شوند .

لیزینگ مالی  (Finance  lease)
معامله ای که معمولاً خالص اما همواره با پرداخت کامل است نوعی اجاره که به موجب آن بخش عمده ریســ ها و مزایای مالکیت مورد اجاره از موجر به مســتاجر منتقل می شود .

ضوابط مالی  (Financial  covenants)
شرایط و معیارهائی نظیر حداقل نـسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام که چنانچه وام دهنـده رعایت آنها را برای وام گیرنده لازم بداند ، معمـولاً در موافقت نامه های وام گنجانده می شوند. عـــم رعایت این شرایط تخلف از موافقت نامه وام تلقی خواهد شد .

باپرداخت کامل (Full  payout)
معامله ای کـه مجموع اجاره بها ، بدون اتکا به ارزش باقیمانده ، کل ارزش تجهیزات (اصل ) و بــهره مورد نظرموجر در معامله را پوشش دهد .

با خدمات کامل ( Full – service)
اجاره مـالی یا عملیاتی که موجر خدمات اضافی (علاوه بر تامین مالی ) نظیر بیمه و نگهداری را نـیز ارائه می دهد . این نوع اجاره به عنوان اجاره تر (Wet) هم شناخته می شود .

نرخ قطعی (کف )  Hurdle  rate
نرخــی تنزیلی که توسط موسسـات برای محاسبه ارزش فعلی خالص منافع و هزیـنه های مرتبط با پروژه ها و یا سایر روش های تامین مالی مورد استفاده قرار می گیرد . این نرخ معمولاً همان هزینه سرمایه است

نرخ نهایی استقراض (Incremental  Borrowing   Rate)
نرخی است که مستاجر در صورت استفاده از یک وام با مدت و تضمین مشابه ( با یک قرارداد لیزینگ ) پرداخت می کند .

موجر مستقل (Independent   lessor)
موجری که از طرف مستاجرینش ، از فروشندگان ، تولید کنندگان یا توزیع کنندگان متعددی تجهیزات می خرد .

نرخ بازده  داخلی (Internal  Rate  of  Return)
یا IRR  . نرخ بازده داخلی در ســاده ترین شکل خود ، برابر با نرخ بـــهره اجاره است . به زبان فــنی همان نرخ تنزیل منحصر به فردی است که ارزش فعلی خالص (NPV) برابر با صفر را در معامله بدست می دهد .

به حداقل رساندن بهره (Interest  minimization)
رسیدن به پایین ترین هزینه به هنگام ارزیابی دو گزینه مختلف تامین مالی

تفاضل نرخ بهره (Interest  rate  differential)
اختلاف بین نرخ بازده داخلی موجر و نرخ تنزیل داخلی مستاجر در محاسبه ارزش فعلی اجاره   
 
مدت اجاره  (Lease  Term)
دوره پایه غیر قابل فسخ قرارداد اجاره باضافه دوره ای که طی آن مستاجر اختیار تجدید توافقی همراه با تخفیف قرارداد را خواهد داشت .

اهرم کاری (Leverage)
منفعت ( یا زیان ) ناشی از ایجاد بدهی که به دنده کاری (Gearing) نیز معروف است .

قرارداد اجاره مادر (Master  lease  agreement)
قرارداد اصلی بین موجر و مستاجر که کلیه توافقات و شرایط لازم بین دو طرف رادر بر می گیرد .

ارزش فعلی خالص(  Net  Present  Value)
تفاضل ارزش فعلی جریان نقدی خروجی و جریان نقدی ورودی .

نرخ اسمی( Nominal  Rate)
نرخی که محاسبه بهره به صورت دوره ای در آن تکرار نشود . مثال : اگر نرخ بهره ماهانه برابر با 1 درصد و محاسبه بهره پول به صورت ماهانه باشد ، نرخ اسمی سالانه برابر با 12 درصد = 12*1 خواهد بود .

تامین مالی خارج از ترازنامه (Off  Balance  Sheet  Financing)
به تاثیرات لیزینگ عملیاتی اطلاق می شود که در آن نه دارائی و نه بدهی در ترازنامه مستاجر ثبت نمی شود.

هزینه فرصت ( Opportunity  Cost)
بازدهی که موسسه ، در صورت سرمایه گذاری پول در غیر کسب و کار خود ، از دست می دهد .

ارزش فعلی( Present  value )
ارزش امروز جریان های نقدی آینده .

بند انتفاع بی دغدغه (Quiet  enjoyment  clause )
بند مهمی در قرارداد لیزینگ مادر که به مستاجر ، مادامی که مرتکب تخلفی نشده باشد  ، اجازه استفاده بدون تشویش از دارایی را می دهد .

بازده دارایی  (Return  on  assets)
نسبت درآمد خالص (یا درآمد پس از مالیات ) بر کل دارایی ها ؛ این نسبت ، معیاری برای سنجش سود آوری است .

فروش و اجاره مجدد (Sale  lease back)
معامله ای که در آن شخصی تجهیزات در حال بهره برداری خود را به یک موجر می فروشد و هم زمان همان تجهیزات را از او اجاره می کند .

ارزش اسقاطی ( Salvage  value)
قیمت فروش دارایی در انتهای عمر مفید برآورده شده آن .

عمر مفید  (Useful  life)
عمر تخمینی دارایی مورد استفاده توسط یک کاربر . این تعریف در مقابل عمر اقتصادی ، که عبارت از عمر مفید دارایی در دست کاربران متعدد است ، به کار برده می شود .

سرمایه در گردش (Working  capital)
دارایی های جاری منهای بدهی های جاری .

ماده مربوط به تبدیل کل بدهی به دین حال (Acceleration Clause)
ماده ای در قرارداد که طی آن شرط می شود در صورت اجرا نشدن تعهدات مستاجر ، مانده بدهی وی دین حال شود و بلافاصله قابل پرداخت باشد .

گواهی تحویل و قبول (Acceptance letter)
مدرکی است که مستاجر امضا می کند ، مبنی بر اینکه مورد اجاره تحویل وی شده است . معمولا مشخصات دقیق دارایی و نیز وضع آن در این فرم قید می شود .

روش تعهدی (Accrual Method)
یک مبنای حسابداری است که معاملات و سایر رویدادها در زمان وقوع ( و نه زمان دریافت یا پرداخت وجه نقد ) شناسایی ودر اسناد و مدارک حسابداری ثبت می شود ودر صورت های مالی دوره های مربوط انعکاس نمی یابد .

نرخ بازده اکچوئرال (بیمه ای) (Actuarial Rate Of Return)
نرخ سود حاصل از قرارداد اجاره ، این نرخ به صورت نرخ بازده ثابت و برای خالص سرمایه گذاری در مدت قرارداد با توجه به احتمالات مختلف محاسبه می شود .( اکچوئرال دانش آمار بیمه یا محاسبات فنی بیمه ای و زیر شاخه آمار است . نرخ بازده اکچوئرال با توجه به احتمال وقوع شرایط مختلف محاسبه می شود .)

الحاقات و اضافات در مورد اجاره (Add- Ons)
ماده ای در قرارداد که به موجب ان قطعات یا تجهیزات جدیدی می تواند به مورد اجاره اضافه و یا در آن نصب شود .

پیش پرداخت (Advance Payments)
قسمتی از اقساط اجاره که مستاجر در آغاز قرارداد به موجر پرداخت می کند . این اصطلاح همچنین در مورد قراردادهایی به کار می رود که اقساط اجاره در آغاز هر یک از دوره های مشخص شده پرداخت می شوند .

پیش پرداخت اجاره (Advance Rental)
مبلغ اجاره ای که قبل از شروع دوره قرارداد به موجر پرداخت شود . این اصطلاح عمدتا درقرارداد های اجاره عملیاتی استفاده می شود .

تغییرات (Alteration)
عبارت است از تغییرات و اصلاحاتی که در طول دوره قرارداد در دارایی مورد اجاره صورت می گید .

استهلاک (Amortization)
باز پرداخت بدهی یا پرداخت اقساط طی دوره های زمانی مشخص . مبلغ هر قسط به دو بخش اصل بدهی و سود تقسیم می شود ، به گونه ای که با پرداخت قسط آخر ، بدهی کاملا مستهلک می شود . این اصطلاح در حسابداری برای استهلاک دارائی های نا مشهود نیز به کار می رود .

نرخ سود سالیانه (APR- Annual Percentage Rate)
نرخ سود اسمی یا موثر برای یک دوره زمانی خاص ( معمولا یک سال )

درخواست /  تقاضانامه (Application)
صورتی شامل وضعیت و اطلاعات مالی متقاضی استفاده از تسهیلات لیزینگ ، که برای بررسی و تصویب اعتبار استفاده می شود . در این فرم مشخصات و جزئیات مربوط به دارایی های درخواستی نیز درج می شود . تقاضا نامه معمولا فرم های مشخص واز پیش تعیین شده ای دارند که تکمیا از طرف شرکت لیزینگ در اختیار متقاضی قرار میگیرند .

ارزیابی (Appraisal)
برآوردی از ارزش منصفانه یک دارایی در تاریخ مشخص . ارزیابی را معمولا کارشناسان مستقل واجد شرایط انجام می دهند .

افزایش ارزش  (Appreciation)
افزایش قیمت بازار دارایی نسبت به قیمت اولیه یا دفتری دارایی

معامله حقیقی و عادی (Arms-length Transaction)
معامه ای که خریداری مطلع و مایل و فروشنده ای مطلع و مایل می توانند در شرایط حقیقی و واقعی انجام دهند .ویژگی اصلی این معامله مستقل بودن طرفین معامله و حقیقی بودن آن است .

بدهی نکول شده / دیون معوقه (Arrears)
مبلغی از اقساط اجاره که در سر رسیدهای تعیین شده ، پرداخت نشده است .

واگذاری به غیر  (Assignment)
شرطی درون یک توافقنامه لیزینگ که بر اساس آن موجر ، ویا هر دوی آنها مجازند تعهدات ، حقوق و یا دیون خود را به شخص ثالثی واگذار کنند . به عنوان مثال ممکن است یک موجر حق دریافت تمام تمام اقساط اجاره جاری و آتی را در ازای دریافت یک مبلغ نقدی به شخص ثالثی واگذار کند .

لیزینگ اتکائی  (Back To Back Lease)
در این نوع قرارداد ابتدا مورد اجاره با حق واگذاری حقوق قراردادی به غیر ، به یک موسسه اجاره داده می شود . سپس آن موسسه اقدام به انعقاد قرارداد اجاره دیگری با متقاضی استفاده از مورد اجاره که در واقع مستاجر نهیی است می کند و دارایی را در اختیار وی قرار می دهد . مثلا در ایران بعضی شرکت ها طی یک قرارداد اجاره خودرو های مورد نیاز مدیران را از شرکت های لیزینگ تامین و طی قرارداد دیگری آنها را به مدیران اجاره می دهند .

پرداخت یکجا (Baloon Payment)
در بعضی قراردادهای اجاره ، اقساط اجاره طی مدت قرارداد بو طور مساوی و در سر رسیدهای مقرر پرداخت می شوند ولی مبلغ قسط نهایی ، که سررسید آن در پایان مدت قرارداد است ، چندین برابر اقساط دیگر است . بدیهی است هر چه مبلغ قسط نهایی بیشتر باشد مبلغ اقساط طی دوره اجلره کمتر است و در نتیجه ریسک نقدینگی مستاجر کاهش می یابد . این روش عموما در قراردادهایی کاربرد دارد که مستاجر ، اختیار خرید مورد اجاره را در پایان دوره اجاره دارد و ارزش نهایی دارایی کمتر در معرض ریسک نوسان قیمت است .

اختیار خرید دارایی (Bargain Purchase Option)
شرط یا ماده ای در قرارداد لیزینگ که بر اساس آن به مستاجر اختیار داده می شود  ، دارایی مورد اجاره را در پایان دوره قرارداد با قیمتی که عموما از ارزش متعارف آن در بازار کمتر است ، خریداری کند . به این ترتیب از همان اغاز قرارداد ، خرید دارایی  از سوی مستاجر ، به طور منطقی تضمین شده به نظر می آید  . این شرط طبقه بندی قرارداد لیزینگ را برای مقاصد حسابداری  ( عملیاتی یا سرمایه ای ) تسهیل می کند .

اختیار تمدید قرارداد  (Bargain Renewal Option)
اختیار مستاجر برای تمدید مدت قرارداد برای یک دوره دیگر ( دوره ثانویه ) با اجاره ای به مراتب کمتر از مال الاجاره اولیه . امکان و نحو استفاده از این اختیار در قرارداد اجاره تعیین می شود .

دوره اصلی (Base Term)
دوره اولیه و غیر قابل فسخ درز یک قرارداد لیزینگ .دوره اصلی معادل است با حداقل دوره زمانی که در طول آم مستاجر مجاز به تصرف دارایی مورد اجاره و بهره برداری از آن است .

ارزش مبنا (Basic Cost)
بهای تمام شده یک دارایی شامل قیمت خرید ، به اضافه هزینه های دیگر نظیر نصب و راه اندازی و مالیات های فروش . ارزش مبنا معرف مبلغی است که بر اساس آن هزینه های استهلاک محاسبه شده است .

اجاره اقلام بزرگ (Big Ticket Lease)
اجاره دارایی هایی است که قیمت خیلی زیادی دارند ، مانند کشتی ، هواپیما و غیره

منابع مالی دسته جمعی(Blind Pool)
نوع جدیدی از تامین منابع مالی برای اجاره سرمایه ای (مورد استفاده در آمریکا ) که طی آن وجوه لازم را سرمایه گذاران خصوصی تامین می کنند ، بدون آنکه مورد اجاره از قبل مشخص باشد . در این حالت شرکت لیزینگ به عنوان واسطه و شریک عادی ، این وجوه را در عملیات اجاره اعتباری سرمایه گذاری می کند .

کارگزار ( حق العمل کار ) (Broker)
موسسه یا فردی که در قبال دریافت دستمزد ، معاملات بین بین مستاجر و موجر را در طی یک عملیات لیزینگ ، تنظیم و هدایت میکند . معمولا حق الزحمه کارگزار را موجر پرداخت می کند .

بسته کامل اجاره  (Bundled Lease)
در این نوع قرارداد اضافی دیگری نظیر پرداخت پرداخت هزینه های مربوط به بیمه ، تعمیر و نگهداری و مالیت های ناشی از مالکیت دارایی از سوی موجر انجام می شود . بهای این خدمات اضافی در اقساط اجاره منظور می شود .
 

تملک (Buyout)
مبلغی است که مستاجر ، چنانچه بخواهد قرارداد لیزینگ را زودتر از موعد و قبل از پایان دوره به پایان برساند باید به موجر پرداخت کند . معمولا این مبلغ شامل هزینه های مالیات ( مالیات های پرداخت نشده دارایی ) ، هزینه های فرصت ( فرصت های از دست رفته برای سرمایه گذاری در زمینه های دیگر ) و قیمت باقیمانده یا کاهش ارزش نهایی دارایی مورد اجاره را شامل می شود .